تجربه چهارم : راه اندازی مجدد تیم بعد از 5 سال تجربه

بازدید کنندگان : 1419 دسته بندی مدیریت , تجارب یک مدیر بی تجربه

پس از خارج شدن از شرکت رهیاب به مدت 2 سال به صورت آزاد برای خودم پروژه انجام دادم ( FreeLance ) و تجربه زیادی در کار فنی کسب کردم  و بعد از آن اواسط دوران سربازی تصمیم به راه اندازی مجددا تیم گرفتم ، برای همین 2 نفر یک خانم و یک آقا که از آشنایان معرفی شده بودند را با حقوق پایه استخدام کردم و در حدود یک ماه به ایشان آموزش دادم ، تجربیات حاصله از این 5 سال در نحوه برخورد و مدیریت افراد کاملا مشهود بود

پس از گذشت مدتی چند نفر دیگر به سازمان اضافه شدند و هسته اولیه سازمان کنونی شکل گرفت .

نحوه مدیریت در راستای تجربیات قبلی کاملا بر اساس روابط دوستانه و مدیریت بر دل انجام میشد و یک رضایت دوطرفه بین من و پرسنل جکم فرما بود تا جایی که با افزایش پرسنل و گسترش سازمان مشکلات جدید به وجود آمد و روابط دوستانه نه تنها پاسخگوی مشکلات نبود بلکه در برخی موارد مشکلاتی را نیز ایجاد می نمود .

برخی از مشکلات این دوران عبارت بود از : عدم داشتن برنامه مشخص ، عدم توانایی کنترل بر نیروی انسانی ، مشکلات کندی نرم افزار و قطعی های پی در پی ، فرد محور بودن سازمان ، عدم مسئولیت پذیری پرسنل ، نداشتم چارت سازمانی و شرح وظایف و..

تمام تصمیم گیری ها با بنده جک میشد و نظر شخص بنده در تمامی تصمیم گیری ها لحاظ میگردید ، وقت زیادی توسط من برای نرم افزار صرف میشد و بسیاری از درخواست های کاربران توسط بنده پاسخ داده میشد تا حدی که برخی از روزها از صبح تا 12 شب در شرکت حضو داشتم و بدین ترتیب یک سازمان فرد محور با مسئولیت زیاد برای این شخص شکل گرفته بود که فقط با نبودن این شخص به مدت یک هفته کل سازمان فلج میشد

این قضیه با گذشت زمان به سبکی شده بود که هرکس از تصمیم گیری و لحاظ کردن عقیده شخصی هراس داشتند تا حدی که حتی برای طرح های گرافیکی از بنده نظر خواهی میشد ، و هرروز فشار کاری بنده و بهم ریختگی و نارضایتی مشتریان بیشتر و بیشتر شد ...

بنابراین تصمیم گرفتم سپردن مسئولیت به افراد و جانشین پروری این مشکل را مرتفع کنم ، ولی متاسافنه این کار ساده ای نبود ، کار بسیار ظریف پر اهممیت در عین حال با کندی پیشرفت روبرو بودیم

به عنوان مثال بنده باید اجازه میدادم در نبودم شخص دیگری در مورد نیروهای انسانی و مشتریان و مسائل بوجود آمده تصمیم گیری کند ، یا سپردن نرم افزار به شخص دیگری نیازمند آموزش همه جانبه این فرد بود و از همه مهمتر پیدا کردن یک شخص معتمد کار دشواری بود .

به هرترتیب این کار با گذشت چند سال به صورت کامل اتفاق افتاد ، شروع این کار با تعریف وظیاف ، چارت سازمانی و سپردن مسئولیت و انتظار قبال این مسئولیت سپرده شده آغاز شد ، و نرم افزار هم با روش آموزش و جانشین پروری تحویل افراد دیگری شد که شرکت را از حالت فرد محور کامل خارج کرد و کار تیمی و مسئولیت محوری جانشین این فرد محوری شد .

 

نظرات کاربران